السيد الخميني
27
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
تكليف شرعى من اين است كه بايد چه بكنم ، تكليف شرعى او هم اين است كه بايد چه بكند ! با اين تكليف شرعى يك فسادى در حوزهء نجف ايجاد بكنند . آنها از آدم مىترسند ؛ مىخواهند اين آدمها ساقط بشوند . آنها مىخواهند آدمها را ساقط كنند . آن دستها بيايد حوزهها را اين طور كند كه اگر يك جوانى كه براى آتيهء اسلام مفيد هست يا اشخاصى براى آتيهء اسلام مفيد هستند ، اينها ساقط بشوند در جمعيت كه نتوانند ديگر فايده بدهند به اسلام و مسلمين . شما بايد فايده بدهيد به اسلام ؛ و الّا يك موجود بيفايدهاى كه در اينجا باشد و نه درس بخواند نه درس بدهد نه هيچ ، اين چه اثرى دارد ؟ اينها اگر چنانچه تحصيل كردهاند ، چه كردهاند ، آنهايى كه در اينجا هيچ كارى ندارند ، خوب ، بروند مشغول كار بشوند ؛ مشغول تهذيب مردم بشوند . برنامهء اخلاقى براى آيندهء طلاب شما جوانها بايد خودتان را مهيا كنيد براى آتيه . آتيهء شما بدتر از آتيهء ماست . ما آتيهمان تمام شد ديگر . من چند سال ديگر هستم ؟ من هفتاد سالم است ؛ از ما تمام شد . ما اين نفَسهاى آخر هستيم ، چند روز ديگر مىگذرد و تمام مىشود . شما براى آتيهء اسلام بايد به درد بخوريد . آتيهء شما يك آتيهء بدى است . بايد مجهز بشويد . دستهاى دشمنهاى كثير براى شما هست از هر طبقه . مجهز بشويد ؛ تهذيب كنيد خودتان را آقا . اخلاقتان را تهذيب كنيد . حب دنيا را از دلتان بيرون كنيد - اين دنياى ناداشته ! آنها حب دنيا دارند ، دنيايش را هم دارند ؛ من و شما حبش را داريم ! آن مفسدهاش را داريم ، آن مصلحتش را نداريم ! خودش را نداريم ، حبش را داريم ! حُبُّ الدُنيا رَأسُ كلِّ خطيئة « 1 » ما ذِئْبانِ ضاريانِ - در قطيع غَنَم - هذا مِن اوَّلهِ و هذا مِن آخِرِه « 2 » و اضرِّ « 3 » بر اين ظاهراً از حب نفس
--> ( 1 ) - روايتى از امام صادق ( ع ) منقول از رسول اكرم ( ص : « منشأ همهء گناهان دنيادوستى است » . اصول كافى ، ج 2 ، ص 315 . ( 2 ) - از امام باقر ( ع ) است كه « ما ذئبانِ ضاريانِ فى غَنَمٍ ليسَ لها راعٍ ، هذا فى اوَّلِها و هذا فى آخِرِها باسرَعَ فيها مِن حبِّ المالِ و الشرفِ فى دينِ المُؤْمن » دو گرگ درندهء خونخوار در گلهء بىشبان كه يكى از جلو و ديگرى در عقب آن بيفتند ديرتر گله را از بين مىبرند تا حب مال و جاه كه دين مؤمن را از ميان مىبرد . اصول كافى ، ج 2 ، ص 315 . ( 3 ) - مضرتر .